شيخ محمد امامى خونسارى
27
فلسفه و اسرار حج (فارسى)
خداوند متعال و توجه به او توأم با حركات خاص گوناگون جسمى است مانند نماز . معرفت حاصله از فكر و نور خلقت يا معرفتى كه از بهكار بردن قواعد منطقى حاصل مىگردد ، در حصول دوستى و انس با خداوند كافى نيست و اگر به اينها توجه و انس به خداوند و دوستى او حاصل شود ، سست بوده و پايدار نيست . و آثار كامل و شايستهاى كه در نفس از مداومت و پيوستگى بر آن اعمال حاصل مىشود ثابت و استوار خواهد بود ، زيرا ميان نفس و بدن ارتباطى است ، و فعل و انفعالات آنها در يكديگر مؤثر واقع مىشود . آيا هنگامى كه عضوى را جراحتى برسد ، روان آدمى از جراحات متألم نمىشود ؟ و بالعكس در مواقع هيجانات روحى و اضطرابهاى روانى كه در نتيجه عوامل مختلفى از قبيل مرگ عزيزان يا انجام كارهاى وحشتزا به انسان روى آور مىشود ، نمىبينى كه اعضاء بدن نيز متأثر شده و فرائص « 1 » مىلرزد ؟ و به عبارت ديگر عكس العمل خود را به صورت رعشه دست و پا يا پريدگى رنگ رخسار و غيره نشان مىدهد . بنابراين همانطور كه قبلًا اشاره گرديد مقصود از وضع و تشريع عبادات اين است كه بدان وسيله انسان مدارج كمال را قدم به
--> ( 1 ) . فرائص جمع فريصه و آن قطعه گوشتى است در ميان پهلو و كتف كه هنگامترس و ناراحتى هر جاندارى مىلرزد .